تبليغاتX
CaNNiBaL

CaNNiBaL

 

نام و نام خانوادگی : کاظم ترک زاده تبريزی

کلاس : دبستان

موضوع انشاء : پدر خود را توصيف کنيد

پدر من بسيار زحمتکش است و از صبح تا شب در حال کشيدن زحمت است ! مادرم هميشه ميگويد پدرت خيلی جاکش است ! من معنی اش را نميدانم ولی فکر ميکنم مادرم هم خيلی قدر پدرم را ميداند ! پدرم خيلی قوی ميباشد يک بار که مادرم به مسافرت رفته بود و خانه ما به شدت مکان بود دختری را که در حال فرار بود دستگير کرد و به خانه آورد و به من گفت که فردا صبح او را تحويل خواهد داد ! پدرم خيلی مهربان است و مرا خيلی کتک ميزند ! يک بار که من با تيغ ريش تراشی پدرم پشم های زير بغلم را زدم پدرم خيلی عصبانی شد و با لقد به صورت من کوبيد ! پدر من بسيار تحصيل کرده ميباشد و تا دوم راهنمايی درس خوانده ميباشد و پدر بزرگم هميشه به من ميگويد در خاندان ترک زاده تبريزی فقط پدر تو موفق شده دبستان را تمام کند ! مادر من هميشه در حال گريه ميباشد ! من فکر ميکنم او از دوری پدرم اينقدر ناراحت است چون پدرم شبها تا ديروقت در کار ميباشد‌ ! پدر من در درسهايم به من خيلی کمک ميکند و به من خيلی ديکته ميگويد و من خيلی خوشحالم که پدرم نميتواند ديکته ای را که خودش گفته صحيح کند ! شغل پدر من آزاد است او صبح ها در باشگاه بيليارد مشغول کردن توپ در سولاخ ميباشد و شب ها با دوستانش در حال الواتی ميباشد ! پدرم جدیداً با دوستاش خیلی آب میخورن ولی نمیدونم چرا با چیپس و ماست موسیر !!! پدرم يک فعال سياسی است و شبها با يکی از دوستانش اعلاميه ميچسبانند البته من هنوز متوجه نشده ام چرا از اين اعلاميه ها روی در هر خانه ده دوازده تا ميچسبانند ! البته تازگی ها پدرم از لای در می اندازد ! من هميشه دوست دارم مثل پدرم شوم و من بسيار پدرم را دوست ميدارم

و اين بود انشاء من در مورد پدرم

 


لينك | نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 0:48 توسط SaBa|
 

آيا تابحال با چهره ايرانيان موفق آشنا شده ايد؟

 

 

 

 

پيير اميديار

پيير اميديار موسس و رئيس شركتebay بنيانگذار تجارت الکترونيک در جهان
 

 

 

پروفسور لطفي زاده

 
پروفسور لطفي زاده استاد دانشگاه آمريكا و پدر منطق فوزي . کامپيوتر هوشمند و بنيانگذار نسل سوم کامپيوتر در جهان
 

 

 

 

اميد كردستاني

اميد كردستاني معاون ارشد سايت google
 

 

 

 

حسين اسلامبلچي

حسين اسلامبلچي رئيس شرکت مخابرات آمريکا AT&T
 

 

 

کريستينا امان پور

خانم کر يستينا امان پور رئيس بخش سي ان ان در آمريکا
 

 

 

 

پروفسور مجيد سميعي

پروفسور مجيد سميعي رئيس جراحان مغز جهان در آلمان

 

 

 

 

بيژن داوري

پروفسور بيژن داوري معاون ارشد شرکتIBM بزرگترين شرکت سخت افزار کامپيوتر در جهان

 

 

 

 

قاسم اسرار

قاسم اسرار عضو هيئت مديره ايستگاه فضايي ناسا

 

 

 

 

انوشه انصاري

خانم انوشه انصاري رئيس موسسه تکنولوژي تل کام و اولين فضا نورد(گردشگری) زن تاريخ

  پروفسور علي جوان
پروفسور علي جوان در سال 1958 زماني که کارمند آزمايشگاه بل بود، ايده قانون کلي ليزر گازرا مطرح نمود و در 1960 طرح خود را به مرحله باروري رساند. او در سال 1964 براي کارهايي که در زمينه ليزر گازها انجام داده بود مدال استوارت بالنتاين Stewart Ballentine را از انستيتو فرانکلين دريافت نمود و در سال 1966 مدال بنياد فني و جان هرتز Fanny and John Hertz Foundation و در سال 1975 مدالفردريک آيوز Fredrick Ives از انجمن اپتيکال و در سال 1993 مدال علمي جهاني آلبرت اينشتين Albert Einstein World Medal of Scienceرا از انجمن World Cultural دريافت کرد.
 

 

 

 

فرح کريمي

خانم فرح کريمي تنها زن ايراني پارلمان هلند
 

 

 

 

محمد جمشيدي

پروفسور محمد جمشيدي مدير برنامه هاي داخلي ايستگاه فضايي ناسا
 

 

 

 

آزاده تبازاده

خانم آزاده تبازاده دانشمند ايستگاه فضايي ناسا
 

 

 

 

 

فرزاد ناظم

فرزاد ناظم مدير فني سايت yahoo

 

 

 

 

 

 

 

ماريا خرسند

خانم ماريا خرسند کارمند شرکت اريکسون

لينك | نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 2:39 توسط SaBa|

چقد سخته گل آرزوهاتو توی بغل دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی :

 گل من باغچه نو مبارک ...

بدترین شکل دلتنگی اونیه که کنار اونی که دوسش داری نشسته باشی و بدونی که بهش نمی رسی ...

 

سخت ترین زمان زندگی لحظه ایه که بفهمی  واسه اونی که تمام زندگیته فقط فقط یه تجربه ای ...

آنکه هر روز هوس شکستن مارا میکرد

کاهش امروز بود و تماشا می کرد ...

دیشب تورا خواب دیدم

امشب زودتر میخوابم

اگر بدانم که مردگان هم خواب می بینن

من هم میمیرم تا تورا همیشه ببینم ...

اگر بگریم گویند عاشق است

اگربخندم گویند دیوانه است

پس می گریم و می خندم که بگویند عاشق دیوانه است...

 

یه روز ازش پرسیدم چقدر دوسم داری ؟

گفت حاضرم برات بمیرم

خواستم امتحانش کنم

حالا یه عمریه که تنهام ...

به جاي تاج گل بزرگي که پس از مرگم براي تابوتم مي آوري، شاخه اي از آن را همين امروز به من هديه کن ...

 

دقايقي تو زندگيت هست که دلت براي کسي اونقدر تنگ ميشه که دلت ميخواد اونو از تو رويات بيرون بکشي و توي دنياي واقعي با تمام وجوت بغلش کنی ...

اگر مي توانستم مجازاتت کنم از تو مي خواستم به اندازه اي که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشي ...

تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم، تعجب نکن که چرا گريه نميکنم، بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است...

محبت از درخت آموز که سایه از سر هیزم شکن هم بر نمیدارد ...

هيچ كس نميتونه به دلش ياد بده كه نشكنه ولي ميتونه يادش بده كه وقتي شكست لبه تيزش دست اوني رو كه دلش رو شكسته نبره! ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 آپ قبلی هم بخون ... مرسی

 


لينك | نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 1:0 توسط SaBa|

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


لينك | نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 1:9 توسط SaBa|
خیلی ها معتقدند هیچ چیز لذت بخش تر از خواب بعد از خاموش کردن ساعتی که در حال زنگ زدن است نیست و دنیای مدرن هم انگار کل تلاش اش را بسیج کرده که ما را از لذت های والا، محروم کند.

 می گویید نه ؟ به این 9 اختراع لعنتی نگاه کنید:

این ساعت لعنتی از بالای سقف بر روی تخت شما آویزان می شود و به موقع زنگ می زند. کافی است یک دست به آن بزنید تا زنگ اش و چراغ اش خاموش شود ولی چند لحظه بعد زنگ و نور دوباره شروع خواهد شد ولی این بار ساعت کمی بالاتر رفته است ! هربار که خاموش اش کنید کمی بالاتر می رود و دوباره زنگ می زند !
 


 

 

 

 

 

 

 

 


این یکی یک پازل (جورچین) چهار قطعه ای در بالایش دارد که همین که ساعت شروع به زنگ زدن کند به هوا پرت می شوند و در اتاق پراکنده ! حالا برای قطع زنگ لعنتی باید این چهار تا را پیدا کنید و دوباره سرجای خودشان قرارشان دهید. 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


وای وای ! اولا که هر وقت ازش ساعت را بپرسید، جواب می دهد. بعد هم که موقع بیدار شدن شد، اول به شما می گوید «آفتاب دمیده‌! بیدار شو عزیزم» ولی وقتی بیدار نشدید عربده می زند که «دستت رو از گوشت ور دار ! بیدار شو !» و در این مرحله تنها خاموش کردن اش این است که بسیار محکم و با خشونت، گلوی ساعت را بگیرید و فشار بدهید.

 

 

 

 

 

 

 


خدا به خیر کنه ! این ساعت مجهز است به یک صدای ۹۵ دسی بلی (!!!) و یک نورافکن بسیار قوی و یک صفحه لرزاننده که می توانید آن را در تختتان کار بگذارید. 

 

 

 

 

 

 


 موقع زنگ که بشود راه می افتد ! اول از پاتختی یا قفسه پایین می پرد و بعد می چرخد و فرار می کند. اگر هم بلند شوید و دستگیرش کنید آنقدر می لرزد که نتوانید دگمه خاموش را به راحتی پیدا کنید.

 

 

 

 

 

 

 


یک حشره / هلیکوپتر لعنتی بیدار کننده. موقع زنگ زدن از قفس فرار می کند و به پرواز در می آید. باید بلند شوید و با ورجه وورجه مثل یک پشه مزاحم بگیریدش و دوباره در قفسش بگذارید. 


 

 

 

 

 

 

 

 


 صبح تخم می گذارد و تا تخم ها را از زمین جمع نکنید و در دهانش نگذارید، قد قدش را متوقف نمی کند.

 

 

 

 

 


نارنجک صوتی ! در اصل یک ساعت نیست بلکه یک بیدار کننده است. ضامن را می کشید و پرتش می کنید در اتاق یا تخت کسی که خوابیده و باید بیدار شود. بعد از ده ثانیه صدای بسیار ناهنجاری را شروع می کند که می تواند روی بسیار بلند تنظیم شود. مشکل اصلی اینجاست که برای خاموش کردنش هم طرف حتما باید بلند شود و شما را پیدا کند تا ضامن را دوباره در نارنجک فرو کنید. 

 

 

 

 

 

 


 و اینهم گل سر سبد ساعت های لعنتی. موقع خوابیدن دگمه زنگ زدن برای فردا را فشار می دهید. ساعت بی سر و صدا راه می افتد، از پاتختی پایین می آید و آنقدر راه می رود تا در یک گوشه از اتاق مخفی شود. صبح که شد برای پیدا و خاموش کردن اش باید از تخت بیرون بیایید. هنر ساعت اینجا است که هر روز یک جای جدید و متفاوت با قبل برای مخفی شدن پیدا می کند.


 

 

 

 

 

 

 

 

 


لينك | نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 1:46 توسط SaBa|

 

روزی یک تیم قایقرانی در ایران بود

 

 

 

 

 

 

 

تيم ايران و ژاپن براي برگزاري مسابقات ساليانه به توافق رسيدند. هر تيم شامل هشت نفر بود

 

 

 

 

 

 

 

هر دو تيم براي رسيدن به بهترين نتيجه بشدت تلاش كرده بودند. در روز مسابقه، هر دو تيم در شرايط مساوي مسابقه را شروع كردند و...

تيم ژاپن با اختلاف يك مايل برنده شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

حال و هواي تيم ايران خيلي سرد و بهت زده بود. مديريت ارشد تصميم گرفت برنده مسابقات سال آينده باشد. به همين دليل يك تيم تحليل گر براي بررسي اوضاع و ارايه راهكار و راه حل مناسب به خدمت گرفت.

 

 

 

 

 

 

 

بعد از تحليل هاي مختلف تيم تحليل گر كشف كرد كه ژاپني ها هفت پاروزن و يك كاپتان داشته اند.

 

 

 

 

 

 

 

درحاليكه تيم ايران يك پاروزن و هفت كاپتان داشته است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 با رسيدن به اين نتيجه حياتي مديريت رويكرد حكيمانه ديگري را   پيش گرفت:

 

 

آنها تيم مشاوري را براي ساختاردهي مجدد تيم ايران به خدمت گرفتند.

 

 

 

بعد از چند ماه تيم مشاوران به اين نتيجه رسيدند كه تيم ايران داراي كاپتان هاي زياد و پاروزن هاي كم بوده است!

بر اساس اين تحليل يك راه حل نيز ارايه شد. ”ساختار تيم ايران بايد تغيير كند“

 

درنتيجه بايد چهار كاپتان توي تيم داشته باشيم كه توسط دو مدير هدايت شوند. ضمنا به يك مدير ارشد و يك پاروزن هم نياز است.همچنين پيشنهاد شد كه محيط كار پاروزن تيم تغيير كرده و به يك محيط رقابتي تبديل شود !!!

 

 

 

 

 

 

 

 

سال بعد ژاپني ها با اختلاف دو مايل برنده شدند!

 

 

 

 

 

 

 

تيم ايراني بلافاصله پاروزن تيم را بدليل عدم كفايت و عملكرد نامناسب از كار بركنار كرد.

  

 

 

 

 

 

 

 

اما به مديريت به خاطر انگيزه هاي زيادي كه در فاز آماده سازي در تيم ايجاد كرد بود پاداش و امتيازات لازم پرداخت شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

شركت مشاور يك تحليل ديگر ارايه كرد كه نشان مي داد:

استراتژي اتخاذ شده مناسب بوده

انگيزه لازم داده شده

اما ابزار مورد استفاده بايد بهبود يابد.

 

 

 

در حال حاضر تيم ايران در حال طراحي يك قايق جديد است !!!

 

اگه متوجه نشدی یه بار دیگه با دقت بخون ...

 


لينك | نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 0:7 توسط SaBa|