تبليغاتX
CaNNiBaL

CaNNiBaL

درد دل یک دختر ترشیده با مادرش :

 

درد دل می کرد با چشمی پر آب

گفت: مادر حالم اصلا خوب نیست

زندگی از بهر من مطلوب نیست

گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟

روی دستت باد کردم مادرم!

سن من از ۲۶ افزون شد

دل میان سینه غرق خون شد

هیچکس مجنون این لیلا نشد

شوهری از بهر من پیدا نشد

غم میان سینه شد انباشته

بوی ترشی خانه را برداشته!

مادرش چون حرف دختش را شنفت

خنده بر لب آمدش آهسته گفت:

دخترم بخت تو هم وا می شود

غنچه عشقت شکوفا می شود

غصه ها را از وجودت دور کن

این همه شوهر، یکی را تور کن

گفت دختر مادر محبوب من

ای رفیق مهربان و خوب من

گفته ام با دوستانم بارها

من بدم میاید از این کارها

در خیابان یا میان کوچه ها

باوقار و سر به زیرم هرکجا

کی نگاهی می کنم بر یک پسر

مغز یابو خورده ام یا مغز خر؟؟!!

غیر از آن روزی که گشتم همسفر

با سعید و یاسر و ایضا صفر

با سه تاشان رفته بودم سینما

بگذریم از مابقی ماجرا!

یک سری هم صحبت صادق شدم

او خرم کرد آخرش عاشق شدم

یک دو ماهی یار من بود و پرید

قلب من از عشق او خیری ندید

مصطفای حاج علی اصغر شله

یک زمانی عاشق من شد، بله

بعد جعفر یار من عباس بود

البته وسواسی و حساس بود

بعد از آن وسواسی پر ادعا

شد رفیقم خان داداش المیرا

بعد او هم عاشق مانی شدم

بعد مانی عاشق هانی شدم

بعد هانی عاشق نادر شدم

بعد نادر عاشق ناصر شدم

مادرش آمد میان حرف او

گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو

گرچه من هم در زمان دختری

روز و شب بودم به فکر شوهری

لیک جز آن که تو را باشد پدر

دل نمی دادم به هرکس اینقدر

خاک عالم بر سرت، خیلی گهی

واقعا که پوز مادر را زدی!!!


لينك | نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 19:1 توسط SaBa|

 

سلام      امروز ۲۸ بهمن تولدمه ...

 

روز تولدم بود ، چشمام به كوچه خشكيد

يادت نبود عزيزم ، دل من اينو فهميد

از آسمون گذشتم ، تا تو پرنده باشي

هستيمو باختم تا تو ، عمري برنده باشي .....            

 

 

براي روز ميلاد تن من نمی خوام پیرهن شادی بپوشی

به رسم عادت دیرینه حتی برایم جام خوشبختی بنوشی

برای روز میلادم اگر تو به فکر هدیه ای ارزنده هستی

منو با خود ببر تا اوج خواستن بگو با من که با من زنده هستی

که من بی تو نه آغازم نه پایان تویی آغاز روز بودن من

نزار پایان این احساس شیرین بشه بی تو غم فرسودن من ...

نمی خوام از گلهای سرخ و آبی برایم تاج خوشبختی بیاری

به ارزشهای ایثار محبت به پایم اشک خوشحالی بباری

تو ای تنها نیاز زنده موندن بکش دست نوازش بر سر من

به تن کن پیرهنی رنگ محبت اگه خواستی بیایی دیدن من ...

 


لينك | نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 0:11 توسط SaBa|

SMS هاي رسيده واسه تبريك :          تشکر از همتون

مثل هميشه بخاطر وفور نام و اسامي تاريخ دقيق تولدت يادم رفته پيشاپيش تولدت مبارك منو ببخش داداش صبا

(ن)

تولدتو تبريك ميگم هرچند شايد بي موقه باشه تلم ممكنه قطع شه بخاطر همين پيشاپيش تبريك گفتم

(ش)

تولد دیروز یو هم مبارک شرمنده یادم رفت امیدوارم همیشه سالم و سبز باشی

(ن)

تولدت مبارک

(ف)

تولدن مبارک پیشاپیش

(م)

امشب شب آخرهاااا داری میای بیرون

(ص)

*** تولدت مبارک ***  صبا جون تولدت مبارک انشالا تولد ۱۰۰۰ سالگیتو بگیریم امیدوارم به همه آرزوهات برسی واست ارزوی موفقیت می کنم هانییییی

(ژ)

تولد تولد تولدت مبارک با شمع هارو فوت کن تا .... تا .... تا .... تا ... تا از آلودگی هوا جلوگیری کنی . تولدت مبارک عزیزم

(ص)

مبارک

(م)

 

تولدت مبارک همراه با بهترین آرزوها...

َ(ث)

 

سلام خوبی تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک بیا شمع هارو فوت کن هزار سال زنده باشی (داداشی جوجو)

(پ)

 

دنیا را برت شاد و شادی را برات دنیا دنیا آرزومندم "تولدت مبارک"

(ث)

 

*** تولدت مبارک *** اله که 100 ساله شی نه 120 ساله شی نه 120 سال کمه همیشه زنده باشی

(ر)


لينك | نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 23:59 توسط SaBa|

لينك | نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 2:2 توسط SaBa|

روشهای شکار شوهر توسط دخترها!

۱- روش جوادی:
یه بار یه جایی که توی دید طرف باشه و بتونه با دو تا شلیک خودشو بهت برسونه یهو غش می کنی و ولو می شی کف زمین.پس از چند دقیقه هذیون گفتن راجع به اینکه پسر پسر اصغر قصاب اومده خواستگاریت اما تو نمی خواهی به اون شوهر کنی/ مثلا به ضرب آب قند به هوش می آیی و وقتی چشمت به طرف می افته یهو بغضت می ترکه و د گریه. وقتی خوب گریه هاتو کردی و پاشدی که بری طرف کلی اصرار میکنه که برسونت.اما از اون اصرار و از تو انکار.خلاصه راه می افتی که بری اما یجوری راه می ری که مطمئن بشی طرف می تونه تا خونتون تعقیبت کنه... تا اینجا تو کار خودتو کردی اما از اینجا به بعدش دیگه با اوس کریمه.

2- روش یاهو مسنجری:
این روش اخیرا کاربرد زیادی پیدا کرده و عمدتا هم به خاطر اینه که لازم نیست مستقیم توی چشمای طرف نگاه کنی و این برای آماتورها هم کمک خبلی بزرگیه.از ایکونهای گوگولی مگولی هم می تونی برای رسوندن مفهوم استفاده کنی.اما بدیشم اینه که بعضی وقتها توی چت یه سو تفاهم هایی پیش می آد که خر بیار و باقالی بار کن!!
نکته:این روش فقط وقتی کاربرد داره که مطلب بطور صریح ادا بشه اما به علت اینکه هیچ موجود اناثی اصولا این کاره نیست پس بهتره که اصلا قیدشو زد!

3-روش بچه خر خونی:
همون داستان جزوه و این که خودت واردی.
نکته:متاسفانه از اونجایی که مجموع دو متغیر
زیبایی و خر خونی در مورد دختر جماعت همیشه یه مقدار ثابته بنابراین بهتر که روی این روش خیلی حساب نکنی!

4-روش خرکی:
جلوی یکی از این لندکروز سیاهها بوسش می کنی که بدونه بخاطر بد بخت کردنش همه کار می کنی.

5-روش مذهبی خفن:
چهل شب جمعه جلوی در خونتون رو جارو می کنی و آجیل مشکل گشا پخش می کنی . تو ی این مدت به هر چی امامزاده و صاحب کرامات هست متوسل میشی و نذر می کنی که اگه حاجتت روا شد هر شب تو سقا خونه آس مم تقی یه شمع روشن کنی ...ایشالا که حاجتتو میگیری.
نکته:خواهر التماس دعا

6-روش از ما بهتران:
لازم نیست کاری بکنی. فقط انتخاب کن!

7-روش بچه مثبت:
طرف و به یه کافی شاپ دعوت می کنیو اونجا خیلی معقول و منطقی مساله رو بهش می گی.اونم احتمالا یه فرصتی می خواد که فکر کنه و بعدشم ایشالا که بعله رو می گه.
نکته:تا حالا چیزی خنده دار تر از این شنیده بودی؟

8-روش عرفانی:
میری لب چشمه که آب بیاری می بینی از قضا اونم انجاست.یه جوری که انگار حواست نیستپات می خوره به کوزه طرف و کوزه خورد و خاکشیر می شه.بعد لپات گل می اندازه و با عجله کوزتو پر می کنی و میری. اینجاست که طرف با خودش فکر می کنه:
اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی
خلالصه خیالت تخت باشه که کارت درسته!
نکته:
این روش در طی تاریخ امتحانشو بخوبی پس داده و بنا براین بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران معتقدن که بحران امروز
ازدواج در اثر لوله کشی شدن آب بوجود اومده.

9-روش لوس گری:
یه دفعه یه سوسک می بینی و بنا میذاری به جیغ! آ ی جیغ نکش کی بکش.طرف هم که وضع و اینطور می بینه به هر قیمتی شده سوسک و به دیار باقی می فرسته. حالا تو همچین تحویلش می گیری که انگار شیر شکار کرده! و بعدشم مثلال از ترس سوسک یه مدتی خودتو بهش می چسبونی و ازش جدا نمی شی! اگه کارا تا اینجا خوب پیش بره ما بقیش تضمین شدست.

10-روش شهرستانی:
یه بار با چشم گریون و تن لرزون طوری که طرف بشنفه برای دوستت درد دل می کنی که چطوری وقتی داشتی می اومدی یه پسره ی چشم نا پاک تو رو دید زده و بهت متلک پرونده. بعدشم هقی می زنی زیر گریه. اینجاست که دیگه رگ غیرت طرف باد می کنه و حساب یارو با کرام الکاتبینه!
نکته:
اگه کار به خون و خونریزی نکشه می تونی روی موفقییت حساب کنی. اما اوصولا زندگی با این آدم توصیه نمی شه.


لينك | نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 1:55 توسط SaBa|
 

  ولنتـــــــــــــــــايــــــن مبـــــــــــــــــــــارك

 

 

سلام ولنتاين رو به همه شما تبريك مي گم

 ۵ سال ولنتاين باهام بودي   ....   امسال رفتي نموندي   ...    ولنتانمو بايد تنها تموم كنم... 

 ناراحت نيستم از نبودنت اما خوشحالم نيستم ...   مي خوام بدوني كه بعد از رفتنت هنوز

سرپام ... نمي بخشمت ... هيچ وقت ...  ۵ سال عمرمو بپات گذاشتم ....

انتقام همه بدي هاتو ازت ميگيرم  برو كه ديگه ارزش حرف زدنم نداري برووووووووو.....

                      

ولنتاين كشيشي بود كه يك روز در دنيا رو به اسم خود ثبت كرد . روز ولنتاین مصادف با 25 بهمن ماه ( 14 فوریه ) است که روز عشق و محبت نامیده شده و در این روز دخترها و پسرها به همدیگر هدیه میدهند تا عشق و علاقه خود را به یکدیگر به نحوی ابراز کنند… این هدایا فقط بین جوانها رد و بدل نمیشود بلکه در سرتاسر دنیا، انسانها این هدایا را به کسانی که دوستشان دارند، اعضای فامیل و … هدیه میدهند تا محبت خود را نسبت به آنها ابراز کنند،
روایات زیادی در باره ولنتاین وجود دارد که یکی از انها به قرن سوم میلادی در روم مربوط میشه! در آن زمان کلودیوس دوم امپراطور روم بود، او به این نتیجه رسیده بود که مردانی که ازدواج نکرده اند بهتر از مردان متاهل در جنگاوری میکنند و در حقیقت افرادی که خانواده ندارند سربازان بهتری هستند، به همین دلیل او ازدواج را در تمام امپراطوری روم برای مردان جوان ممنوع کرد.. و آنها كه نامزد كرده اند، فوراً نامزدي خود را به هم زده و نامزد خود را ترك كنند. در این دوران کشیشی به نام سنت ولنتاین پی به بی عدالتی کلودیوس برده و برای مبارزه با او در خفا و به طور پنهانی در کلیسا برای عاشقان جوان مراسم ازدواج را اجرا می کرد... گفته میشود که وقتی امپراطور پی به این عمل ولنتاین برد دستور داد تا او را به قتل برسانند...
به روایتی دیگر ولنتاین اولین کسی بوده که پیام ولنتاین ( Valentine Greetings) را فرستاده است... این پیام زمانی فرستاده شده که او در زندان به سر میبرده و احتمالا او عاشق دختر زندانبان خود که در زمان اسارت قبل از کشته شدنش به او سر می زده شده بود... جالب است بدانید که این دختر بنا به روایات متعدد کور نیز بوده است... . عشق اون براي اون دختر و ايمان و اعتقاد قوي اون باعث شد بتونه قبل از مرگش  به طور معجزه آسايي نابينايي دختر رو شفا بده . عشق به وجود آمده ميان اين دو، داستان ديگري شد و ولنتاين قبل از مرگش غزل خداحافظي رو براي اون دخترخواند. يك نوشته با امضاي خود به دختر زندان بان داد با اين عنوان: «تقديم با عشق از طرف ولنتاين تو!» و اكنون بعد از گذشت سال هاي بسيار، مردم روز ۱۴ فوريه سال ۲۶۹ پس از ميلاد را به ياد او جشن مي گيرند.جشن روز ولنتاين كه به عنوان هاي مختلف چون: روز عشق، روز دوست داشتن و روز نامزدها مطرح مي شود مردم بسياري را جذب خود كرد و اكنون در نيمه سرد بهمن ماه بسياري با نگاه يك جشن بين المللي ولنتاين را جشن مي گيرند . عبارتی که امروزه نیز در میان مردم جهان مصطلح است... شاید دلیل اینکه امروزه این همه پیامهای عاشقانه در سرتاسر دنیا در روز ولنتاین ارسال میشود، ادامه دادن همان سنت دیرینه ولنتاین زندانی باشد...
به هر حال روایات درباره ولنتاین بسیار زیاد و متعدد است و حقیقت درباره روز ولنتاین در هاله ای از ابهام قرار داره ... ولی در همه روایات بر زیبایی و زیبارویی، بی باکی، و از همه مهمتر چهره رمانتیک و غریب سنت ولنتاین تاکید شده است.... تعجبی ندارد اگر در قرون وسطی ولنتاین یکی از محبوبترین قدیسه ها بین مردم انگلستان و فرانسه بوده باشد.
راستی خوش به حال ولنتاین ، نه ؟؟؟؟!!

Image hosting by TinyPic 

 

 ديگه واسم مهم نسيت ولنتاين كي بوده ٬ از كجا اومده ٬ مصادف با چندمه ٬ داستانش چيه ....

از هر چيزي كه تورو يادم بياره متنفرم ....  حيف دقيقه هاي عمرم به پاي تو حروم شد ....

 

 

 

     

 

اميدوارم همتون به همه آرزوهاتون برسین ........        قربان شما صــــــــــــــــــــبا

 


لينك | نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 0:46 توسط SaBa|
v بله گفتن خانومها

تا حالا به نوع بله گفتن خانومها سر سفره عقد دقت کردين؟ بسته به گرايش يا علاقه هر کسي يه جور بله ميگه.
مثلا:
عروس عادي : با اجازه بزرگترها بله (اين اصولا مثل بچه آدم بله رو ميگه و قال قضيه رو ميکنه.)
عروس لوس: بع..........له... (عروسهاي لوس رو بايد فقط سپرد به داماد و حجله...)
عروس زيادي مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دايي جون، عمه جون،...، زن عمو کوچيکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسي خانوم جون ، ... ، ... (اين
عروس خانوم آخر هم يادش ميره بگه بله واسه همين دوباره از اول شروع ميکنه به اجازه گرفتن ... !)
عروس خارج رفته: با پرميشن گريت ترهاي فميلي ... اُ يس (اين هم بايد به سرنوشت عروس لوس برسه تا شايد آدم بشه)
عروس خجالتي: اوهوم (قابل توجه بعضيا)
عروس پاچه ورماليده: به کوري چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فاميل اين بزغاله (اشاره به داماد) آره.... ( وضعيت داماد کاملا قابل پيش بيني است)
عروس رشتي: اووو اگر اهالي محل موافقند بنده مخالفتي ندارم
عروس هنرمند: با اجازه تمامي اساتيدم، استاد رخشان بني اعتماد، استاد مسعود کيميايي، ...، اساتيد برجسته تاتر، استاد رفيعي، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجي ، شير علي قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلين مونرو، مرحوم مارلين ديتريش، مرحوم مغفور گري گوري پک و ... آري ميپذيرم که به پاي اين اتللوي خبيث بسوزم چو پروانه بر سر آتش ... ( تو که مادر منو **** اين ستاره ها يه حرف بدي بود که
داماد به عروس زده بود ما هم سانسورش کرديم)

عروس داش مشتي: با اجزه بروبکس مُجلي نيست من که پايه ام ... (با عرض تشکر از داش اسي عزيز)
عروس زيادي مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصر و معين ... اعوذ با... منم شيطان رجيم يس و القرآن الحکيم .... الي آخر .... ( و در آخر ) نعم (دلم به حال داماد مفلوکِ خاک بر سر ميسوزه که احتمالا توي حجله عروس خانوم يه دور براش مفاتيح رو ختم ميکنه تا بعد ... استغفر ا...)
عروس فمنيست: يعني چي؟! چه معني داره همش ما بگيم بله ... چقدر زن بايد تو سري خور باشه چرا همش از ما سؤال ميپرسن ! ... يه بار هم از اين مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسين ... (اصولا اين قوم فمنيست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و يه چيزي ازشون بپرسن ... فقط بايد زد تو سرشون و بهشون گفت همينه که هست ميخواي بخواه نميخواي هم چيز لقت)


لينك | نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 0:42 توسط SaBa|
 
لينك | نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 0:51 توسط SaBa|

لينك | نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 0:59 توسط SaBa|

دفعه اول تو کوچه ديدمش گفت داداشي مياي بازي کنيم؟ بعده اينکه

بازيمون تموم شد گفت تو بهترين

داداشه دنيايي،وقتي بزرگتر شدم به دانشگاه رفتم چشام همش اونو

ميديد و ميخواستم از ته قلبم بگم عاشقشم

دوسش دارم اما اون گفت تو بهترين دادشه دنيايي وقتي ازدواج کرد من

ساقدوشش بودم بازم گفت تو

بهترين دادشه دنيايي و وقتي مرد من زيره تابوتشو گرفتم مطمئن بودم

اگه ميتونست حرف بزنه ميگفت تو

بهترين دادشه دنيايي چند وقت بعد وقتي دفتره خاطراتشو خوندم ديدم

نوشته عاشقت بودم دوست داشتم اما

ميترسيدم بگم برا همين ميگفتم تو بهترين دادشه دنيايي..!


لينك | نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 0:17 توسط SaBa|

 

گر بميرد پسري ترشيده شود دختري

گر بميرند پسران ليته شود كل جهان

گر بميرد دختري يك بي وفا كم مي شود

گر بميرد دختران دنيا وفادار مي شود

گر بمیرد دختری بر قبر او روید گلی

گر بمیرند دختران دنیا گلستان میشود

گر بمیرد پسری یک با مرام کم میشود

گر بمیرند پسران دنیا بی مرام میشود

 


لينك | نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 23:58 توسط SaBa|
 
لينك | نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 1:9 توسط SaBa|

لينك | نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 0:55 توسط SaBa|

 یک آدم خوش شانس!

از بدو تولد موفق بودم، وگرنه پام به اين دنيا نمي رسيد.
از همون اول كم نياوردم، با ضربه دكتر چنان گريه‌اي كردم كه فهميد جواب «هاي»، «هوي» است
.
هيچ وقت نگذاشتم هيچ چيز شكستم بدهد، پي‌درپي شير ميخوردم و به درد دلم توجه نمي كردم
!
اين شد كه وقتي رفتم مدرسه از همه هم سن و سالهاي خودم بلندتر بودم و همه ازم حساب مي‌بردند
.
هيچ وقت درس نخوندم، هر وقت نوبت من شد كه برم پاي تخته زنگ مي‌خورد. هر صفحه‌اي از كتاب را كه باز مي کردم، جواب سوالي بود كه معلمم از من مي‌پرسيد. اين بود كه سال سوم، چهارم دبيرستان كه بودم، معلمم كه من را نابغه مي‌دانست منو فرستاد المپياد رياضي
!
تو المپياد مدال طلا بردم! آخه ورق من گم شده بود و يكي از ورقه‌ها بي اسم بود، منم گفتم اسممو يادم رفته بنويسم
!
بدون كنكور وارد دانشگاه شدم هنوز يك ترم نگذشته بود كه توي راهروي دانشگاه يه دسته عينك پيدا كردم، اومدم بشكنمش كه خانمي سراسيمه خودش را به من رسوند و از اين كه دسته عينكش رو پيدا كرده بودم حسابي تشكر كرد و گفت: نيازي به صاف كردنش نيست زحمت نكشيد اين شد كه هر وقت چيزي از زمين برمي‌داشتم، يهو جلوم سبز مي شد و از اين كه گمشده‌اش را پيدا كرده بودم حسابي تشكر مي كرد. بعدا توي دانشگاه پيچيد: دختر رئيس دانشگاه، عاشق ناجي‌اش شده، تازه فهميدم كه اون دختر كيه و اون ناجي كيه
!
يك روز كه براي روز معلم براي يكي از استادام گل برده بودم يكي از بچه‌ها دسته گلم رو از پنجره شوت كرد بيرون، منم سرك كشيدم ببينم كجاست كه ديدم افتاده تو بغل اون دختره!

 


لينك | نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 0:37 توسط SaBa|

 راننده زن را چطور بشناسیم ...

 

1)  اگه ماشینش پنچر بشه کاپوت ماشین رو بالا میزنه و توی ماشینو نگاه میکنه!
2)  
اگه راهنمای چپ رو بزنه و سمت راست بپیچه
!
3)  
وقتی پشت سرش باشی و چراغ بزنی یا بوق بزنی توی آینه رو نگاه کنه تازه یادش میاد که روسریش رو باید درست کنه
!
4) 
وقتی که با سرعت 140 تا یه پیچ رو دور بزنه! (البته این یکی در مورد
خانوم ها صدق نمیکنه چون اونا بشتر از 14 تا نمیرن)
5)  
وقتی که برن پمپ بنزین و بعد از زدن بنزین با همون شیلنگ داخل باک حرکت کنن برن
!

 

 


لينك | نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 0:27 توسط SaBa|

 

چند تا سئوال ...

 

چرا آمار دخترایه فراری زیاده ؟

ایدز چگونه وارد ایران شد ؟

چرا همین جامعه که در موردش صحبت می کنی ابتدا شروع به جمع آوری دختر ها کرد ولی پسرها رو به اندازه اونها جمع آوری نمی کنه ؟

 

منتظر جوابتون هستم 

 


لينك | نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 0:18 توسط SaBa|

ای دختر ...

ای دختر به جهنم که مرا دوست نداری

از عشق تو هرگز نکنم گریه و زاری

اگر روزی بری یاری بگیری

الهی تب کنی فرداش بمیری

الهی سرخک و اریون بگیری

تب مالت و فشار خون بگیری

اگر بردی از اینها جون سالم

الهی درد بی درمون بگیری

الهی تو بمیری من بمونم

سر خاکت بیام قران بخونم

 


لينك | نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 21:27 توسط SaBa|

دختر و چاقی :

اهیتا در تخت خواب پر خود فرو رفته بود!!!

دیلینگ دیلینگ دیلینگ(صدای زنگ ساعت)

آناهیتا از جا بلند شد به سختی رفت طرف حموم یه دوش بگیره!!!( از اینجا به بعد +۱۸ بچه ها چشاشونو ببندن) لباس خوبشو در میاره میره جولو آینه!!! واییییییی چه صحنه ای یک دو سه پنج تا جوش گنده رو صورتش یه نگا به اندامش میندازه خودش تعجب میکنه تو ۱۵ سانت شکم ۲۶ تا چین داره یعنی چااااااااق بد رقم!!!

دماغشم که پاپا جون پول عملو نداده خلاصه به هر جون کندنیه از جولو آینه دل میکنه میاد دوش میگیره!!!

ساعت ۹ آشپزخانه: آناهیتا میخواد غذا بوخوره ولی وقتی یاده خودش میوفته پشیمون میشه

ساعت۹.۳۰ اتاق خواب: آناهیتا میخواد بره بیرون میره اون لباس چسبونشو میپوشه با اعتماد به نفس هر چه تمامتر میره تو خیابون

ساعت۱۰ خیابون: ایووووو گامبو!!! بیبیب بیب هی تپل برو کنار

ساعت ۱۰.۳۰ همون جا: آناهیتا تصمیم به خود کشی میگیره چون چاقه!!!

چاق تپل گامبو با تو هستم دختری که داری اینو میخونی خدایی با این همه چربی چیکار میکنی؟؟؟

برو آب کن اینارو چاق چاق چاق

پ.ن: خانم های لاغر خیلی خوشحال نشین تو پست بعدی خدمت شما هم میرسم

پ.ن: راستی آناهیتا وقتی مرد ۵۰٪ از هنزینه های خونشون کم شد !!! خانم های عزیز اگه به فکر خانواد ه ی خود هستین سریعا خود کشی کنین!!!


لينك | نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 19:26 توسط SaBa|

داستان آفرینش زن :

 

داستان از اینجا شروع میشه که یه روز خدا حوصلش سر میره!! میگه چیکار کنم چیکار نکنم!! تصمیم میگیره یه کاره بزرگ کنه!! یکیو میفرسته از زمین خاک بیارن و بد گل میکنه و با هنرمندیه خاصی آدم و درست میکنه و در روح اون میدمه و آدم زنده میشه!!!

بعد خدا به همه ی فرشته ها میگه سجده کنید و همه سجده می کنن جز شیطون !! اون سجده نمیکنه چون هنگ کرده بوده!! یعنی بیچاره اصلا نمیتونسته تکون بوخوره!!

تا اینجارو همه میدونید!! از اینجا به بعد!!

جبرائیل فرشته ی شیطون و فوضولی بود از اول واسه همین از گل زیاد اومده ی آدم یه چیزه دیگه ساخت که چون جبرائیل خوب بلد نبود درست کنه یکم چفت و چوله شد یعنی پستی بلندیاش زیاد و ناجور شد!!

جبرائیل این کار دستیشو میبره به خدا نشون بده تا میگیره جولو خدا یا دفعه خدا عطسش میگیره و در اونم اشتباهی میدمه و به صورت کاملا تصادفی حوا زنده میشه!!!

وقتی این اتفاق میفته خدا میگه!! اوه گند زدم!!

جبرائیلم گفت خراب شد!!!

بهله و این بود جریان به وجود آمدن حوا!!!

هر چند آفرینش حوا از روی یک اشتباه بود و حوادثی زیادی آفرید ولی سوژه ی خنده ی میلونها نفر از فرزندان آدم رو فراهم کرد!!!!


لينك | نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 19:24 توسط SaBa|

**********************


لينك | نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 14:35 توسط SaBa|